در این گزارش، تازهترین ابعاد «جنگ اقتصادی» ناشی از جنگ تحمیلی سوم را بررسی میکنیم؛ جنگی که بهگفته کریستالینا جورجیِوا رئیس صندوق بینالمللی پول، «در آن تمام راهها به گرانی ختم میشود». به باور او این بحران، بزرگترین شوک عرضه انرژی در تاریخ مدرن را رقم زده است. وابستگی شدید زنجیرههای تأمین جهانی به خلیج فارس سبب شده تا تورم ناشی از این وضعیت نه یک نوسان کوتاهمدت، بلکه تغییری ساختاری و پایدار در قیمت تمامشده کالاها و خدمات در سراسر جهان باشد.
بر اساس دادههای منتشر شده تا سوم آوریل ۲۰۲۶، ادامه درگیریها با ایران و ایجاد اختلال در مسیرهای انتقال انرژی در تنگه هرمز موجب افزایش قابل توجه قیمت کالاهای کلیدی در بازارهای جهانی شده است. تحلیل بازار نشان میدهد افزایش قیمتها بیش از هر چیز در حوزه انرژی و نهادههای تولید نمایان شده است.
بر پایه این گزارشها، بیشترین رشد قیمت مربوط به سوخت جت با ۹۵ درصد افزایش بوده که فعالان صنعت هوانوردی آن را عامل بروز اختلال جدی در فعالیت شرکتهای هواپیمایی عنوان میکنند. همچنین قیمت گوگرد ۷۳ درصد، نفت گرمایشی ۶۸ درصد، نفت خام آمریکا (WTI) حدود ۶۶ درصد، گاز طبیعی اروپا ۵۷ درصد و نفت برنت ۵۰ درصد افزایش یافته است.
در سایر کالاها نیز گازوئیل با ۴۹ درصد، اوره ۴۸ درصد، بنزین ۴۳ درصد و کودهای شیمیایی ۳۱ درصد رشد قیمت را تجربه کردهاند. بر اساس دادهها، روغن پالم ۲۰ درصد، زغالسنگ ۱۶ درصد و برنج و سنگآهن هر کدام ۸ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
کارشناسان بازار انرژی معتقدند اختلال در تردد نفتکشها و حمل و نقل کالا از مسیر تنگه هرمز و نیز حملات به تأسیسات انرژی در منطقه از عوامل اصلی ایجاد این وضعیت ارزیابی میشود. به گفته آنان، تداوم این شرایط میتواند زمینهساز فشارهای تورمی گستردهتر و افزایش ریسک رکود در اقتصاد جهانی باشد.
تحلیل اندیشکده سیاستگذاری غذایی «کشتبان» : «کاهش مؤثر تقاضا» در کشورها به دلیل اختلالات اقتصادی و لجستیکی
در کنار همه اینها غذا رکن دیگیری است تحت تأثیر جنگ تحمیلی سوم قرار گرفته است؛ بنابر تحلیل اندیشکده سیاستگذاری غذایی «کشتبان»، بیش از یک ماه پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نشانههای تأثیرگذاری جنگ رمضان بر بازار جهانی غذا آشکار شده است؛ تأثیراتی که برخی از تحلیلگران آن را با پیامدهای جنگ اوکراین و روسیه در سال ۲۰۲۲ مقایسه میکنند، اما این مقایسه بدون توجه به تفاوتهای ساختاری دو بحران میتواند گمراهکننده باشد.
بر اساس این تحلیل، جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ یک «شوک دوگانه» به زنجیره تأمین جهانی غذا وارد کرد؛ از یکسو توقف صادرات غلات و دانههای روغنی روسیه و اوکراین و از سوی دیگر محدودیت در صادرات گاز و کود روسیه، موجب جهش تاریخی قیمتها و افزایش کمسابقه هزینه تولید شد. این شوک در شرایطی رخ داد که تقاضای جهانی پساکرونا بالا و برداشت محصولات در بسیاری از کشورها ضعیف بود.
اما بنا بر ارزیابی اندیشکده کشتبان، الگوی اثرگذاری جنگ رمضان متفاوت است. اگرچه این جنگ نیز بازار انرژی و کود را تحت فشار قرار داده و هزینه تولید محصولات کشاورزی را افزایش داده است، اما برخلاف جنگ اوکراین اختلال مستقیمی در تولید یا صادرات جهانی غلات و دانههای روغنی رخ نداده است. محور اصلی اثرگذاری این جنگ، «کاهش مؤثر تقاضا» در کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل اختلالات اقتصادی و لجستیکی منطقه است.
این تفاوت ماهوی، به گفته کارشناسان اندیشکده، پیامدهای سیاستی کاملاً متفاوتی را رقم میزند. در جنگ اوکراین کشورها ناچار بودند برای جبران کمبود عرضه و ایجاد خطوط اضطراری تأمین غذا اقدام کنند؛ اما در شرایط فعلی، با وجود هزینههای بالاتر نهادهها، نگرانی اصلی نه کمبود عرضه، بلکه کاهش خرید در بازارهای منطقهای است. این وضعیت میتواند کشورهایی مانند آمریکا و برزیل را در معرض مازاد تولید و از دست دادن بازارهای سنتی قرار دهد.
گزارش اندیشکده تأکید میکند که درک این تمایزهای بنیادین برای جلوگیری از خطاهای تحلیلی و اتخاذ سیاستهای کارآمد در حوزه امنیت غذایی ضروری است.
تحلیل دفتر راهبردی رونق تولید: کمبود اوره، گوگرد و فلزات؛ ضربه پنهان جنگ به اقتصاد آسیا
رضا موسایی، دبیر دفتر مطالعات راهبردی رونق تولید، در ارزیابی خود نسبت به شکلگیری چالشهای جدید در زنجیره تأمین مواد معدنی هشدار داده است. او میگوید پیامدهای جنگ تنها به حوزه انرژی محدود نمیشود و میتواند فعالیتهای معدنی و صنایع فلزی در آسیا را نیز تحت فشار قرار دهد.
بر اساس تحلیل موسایی، بخش معدن بهطور مستقیم به مواد منفجره مبتنی بر مشتقات نیتروژن و آمونیاک وابسته است و خاورمیانه حدود ۲۲ درصد از بازار جهانی اوره و آمونیاک را تأمین میکند. وی معتقد است اختلال در این بازار میتواند فعالیت معادن بزرگ آسیا را تحت تأثیر قرار دهد.
او همچنین اشاره کرده است که ۴۵ درصد از صادرات جهانی گوگرد از خاورمیانه انجام میشود؛ مادهای که نقش اصلی در تولید اسید سولفوریک و پردازش فلزاتی مانند مس و روی دارد. موسایی هشدار داده است که کاهش عرضه این ماده میتواند فرآیندهای متالورژی در آسیا را کند یا متوقف کند.
این کارشناس همچنین با اشاره به سهم بالای منطقه در برخی کالاهای فلزی و معدنی، از جمله پودر طلا (۳۶ درصد)، الماس صنعتی (۲۶ درصد)، آلومینیوم (۲۴ درصد) و سازههای فولادی (۲۸ درصد) اعلام کرده است که هرگونه اخلال در صادرات این اقلام میتواند پروژههای ساختوساز، تولید صنعتی و صنایع دقیق در آسیا را متاثر کند.
موسایی در بخش دیگری از تحلیل خود با اشاره به محدودیت تأمین گاز طبیعی مایع (LNG) برای کشورهای آسیایی، تأکید کرده است که برخی کشورها از جمله هند ظرفیت ذخیرهسازی کوتاهمدت دارند و ممکن است ناچار به افزایش مصرف زغالسنگ شوند.
او همچنین افزایش ۴۷ درصدی شاخص نفتکشهای کثیف بالتیک (BDTI) را نشانه افزایش قابل توجه هزینه حملونقل مواد معدنی دانسته و گفته است که این روند میتواند خود را در قالب افزایش قیمت کالاهای مصرفی و ساختمانی در بازارهای آسیایی نشان دهد.
افزایش ۴۰درصدی قیمت کود؛ اولین نشانههای بحران جهانی غذا
پیامدهای این وضعیت که در پی تحمیل جنگ رمضان به ایران رخ داده نه در خط مقدم جنگ، بلکه در مزرعهها، سیلوها و زنجیره تأمین غذای جهان نیز قابل مشاهده است. تازهترین تحلیلها از رسانههای معتبر بینالمللی مانند الجزیره، فارنپالیسی و بلومبرگ نشان میدهد که جنگ علیه ایران تنها یک بحران امنیتی یا انرژی نیست؛ بلکه میتواند محرک یک تحول بنیادین در نظام غذایی جهان باشد. براساس گزارش شبکه الجزیره و در میان هشدارهای اولیه درباره شکلگیری یک بحران جهانی غذا، تحلیلهایی که در مجله آمریکایی «فارن پالیسی» و وبسایت «بلومبرگ» منتشر شدهاند، تصویری پیچیده و چندلایه از تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ارائه میدهند؛ تبعاتی که میتواند سفره غذایی میلیاردها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
این گزارشها تأکید میکنند که اهمیت کشورهای خلیج فارس فراتر از نقش آنها در بازار نفت و گاز است. این کشورها یکی از مهمترین تولیدکنندگان مواد اولیه کودهای شیمیایی – بهویژه کودهای نیتروژنی مانند اوره و آمونیاک – به شمار میروند و هرگونه اختلال در تأمین این نهادهها، مستقیماً تولید محصولات کشاورزی جهانی را تهدید میکند. از آنجا که تولید این کودها وابستگی بالایی به گاز طبیعی دارد، اختلال در جریان انرژی نیز بلافاصله به زنجیره تولید غذا سرایت میکند.
«ارثارین کازین»، مدیر اجرایی مؤسسه «نظامهای غذایی برای آینده» و مدیر اسبق برنامه جهانی غذای سازمان ملل، در یادداشتی برای «فارن پالیسی» هشدار میدهد که جهان وارد فاز نخست یک بحران غذایی شده است؛ هرچند هنوز در قفسه فروشگاهها قابل مشاهده نیست. او میگوید بحرانهای غذا پیش از افزایش قیمتها آغاز میشوند؛ درست زمانی که زیرساختهای تولید کشاورزی آسیب میبیند.
طبق این تحلیل، بستهشدن تنگه هرمز حدود یک ماه پس از آغاز جنگ، باعث افزایش ۲۰ تا ۴۰ درصدی قیمت کودهای نیتروژنی و فسفاته شده است. این جهش قیمتی ناشی از اختلال در تأمین آمونیاک و گوگرد از عربستان و قطر است؛ نهادههایی حیاتی که تولید کود بدون آنها ممکن نیست.
همزمان با افزایش هزینهها و ابهام نسبت به آینده جنگ، کشاورزان در کشورهای کلیدی در حال بازنگری تصمیمات خود هستند. کاهش مصرف کود، تغییر الگوی کشت از غلاتی مانند گندم، ذرت و برنج به محصولات کمنیازتر، و تأخیر در زمان کاشت، نشانههایی است که کازین آنها را «عوامل واقعی آغاز بحران» میداند؛ زیرا این تغییرات نهایتاً به کاهش تولید و کمبود عرضه منجر خواهند شد.
به گفته او، کشاورزان در برزیل (واردکننده ۸۵ درصد کود جهان)، هند (بزرگترین صادرکننده برنج) و ایالات متحده در حال آمادهسازی برای تغییرات گستردهاند. چنین روندی میتواند کمبود غلات را در آیندهای نهچندان دور رقم بزند. کازین همچنین پدیده «لانینا» و خشکسالیهای گسترده در برزیل، آرژانتین و شرق آفریقا را محرکی مضاعف برای کاهش تولید میداند.
روایت مقابل؛ آیا خطر اغراقآمیز است؟
در مقابل این هشدارها، «خاویر بلاس»، تحلیلگر برجسته بلومبرگ، معتقد است شواهد فعلی هنوز از وقوع یک بحران فوری غذا حکایت نمیکنند. او تأکید میکند که برخلاف جنگ اوکراین، این جنگ در منطقهای بیابانی رخ داده و ارتباط مستقیم با تولید غلات ندارد.
بلاس میگوید قیمت گندم و ذرت تنها ۴ درصد، سویا ۱ درصد افزایش یافته و قیمت برنج حتی ۶ درصد کاهش داشته است؛ در حالیکه طی جنگ اوکراین قیمت گندم بیش از ۷۰ درصد جهش کرده بود. او همچنین بر بهبود ذخایر جهانی غلات نسبت به بحران ۲۰۰۸-۲۰۰۷ تأکید میکند؛ ذخایر گندم ۲۸۰ میلیون تن و برنج حدود ۱۹۰ میلیون تن است.
با این حال، بلاس نیز افزایش ۶۰ درصدی قیمت اوره در آمریکا را ناشی از اختلال در تنگه هرمز تأیید میکند و معتقد است فشار اصلی نه به تولید غذا، بلکه به بودجه دولتهای در حال توسعه وارد خواهد شد که کود را یارانه میدهند.
هر دو تحلیل با وجود تفاوت در شدت هشدار بر یک نکته مشترک توافق دارند: تداوم جنگ و افزایش هزینه انرژی و کود میتواند در ماههای آینده شرایط را به سمت یک بحران واقعی غذا سوق دهد.
خبرنگار؛ امیرحسین یوسف زاده




نظر شما